تفکر مبتنی بر ریسکReviewed by مدیریت سایت on Apr 20Rating:

تفکر مبتنی بر ریسک چیست؟

یکی از تغییرات اساسی در بازنویسی ISO 9001 در سال 2015، ایجاد یک رویکرد سیستماتیک برای در نظر گرفتن ریسک است، نه درمان بلکه «پیشگیری» به عنوان جزیی از سیستم مدیریت کیفیت. ریسک در تمام جنبه های یک سیستم مدیریت کیفیت ذاتی است.

یک رویکرد مبتنی بر ریسک به این معنی است که کشورها، مقامات صالح و بانک ها، ریسک های پولشویی و تامین مالی تروریستی را که در معرض آن قرار دارند، شناسایی، شناسایی و درک می کنند و اقدامات مربوط به کاهش اقدامات را مطابق با سطح ریسک انجام می دهند.

هدف این مقاله

• توضیح تفکر مبتنی بر ریسک در ISO 9001

• درک تفکر مبتنی بر ریسک در رویکرد فرآیندی

• رسیدگی به نگرانی هایی که اقدام پیشگیرانه از ISO 9001 برداشته شده است

• در اصطلاح ساده هر جزء تفکر مبتنی بر ریسک را توضیح دهید

 

تفکر مبتنی بر ریسک چیست؟

یکی از تغییرات اساسی در بازنویسی ISO 9001 در سال 2015، ایجاد یک رویکرد سیستماتیک برای در نظر گرفتن ریسک است، نه درمان …..

ریسک در تمام جنبه های یک سیستم مدیریت کیفیت ذاتی است. خطرات در همه سیستم ها، فرایندها و توابع وجود دارد. تفکر مبتنی بر ریسک اطمینان می دهد که این خطرات شناسایی، مد نظر و کنترل در طول طراحی و استفاده از سیستم مدیریت کیفیت می باشند.

 

در نسخه های قبلی ISO 9001، یک بند در مورد اقدام پیشگیرانه وجود دشت. با استفاده از تفکر مبتنی بر ریسک، توجه به ریسک یکپارچه است. این روش به جای واکنش پذیری در پیشگیری یا کاهش اثرات ناخواسته از طریق شناسایی و اقدام زودهنگام، فعال می شود. اقدامات پیشگیرانه زمانی ساخته شده است که یک سیستم مدیریت بر اساس ریسک باشد.

تفکر مبتنی بر ریسک چیزی است که همه ما به طور خودکار در زندگی روزمره انجام می دهیم.

به عنوان مثال: من هنگام عبور از خیابان به دو طرف آن نگاخ می کنم. من در مقابل یک ماشین در حال حرکت گام نخواهم برداشت.

 

تفکر مبتنی بر ریسک همیشه در ISO 9001 بوده است ، این تجدید نظر آن را در کل سیستم مدیریت ایجاد می کند.

در ایزو 9001: 2015، تفکر مبتنی بر ریسک باید از ابتدا و در سراسر سیستم در نظر گرفته شود، و اقدام پیشگیرانه به برنامه ریزی، عملیات، تجزیه و تحلیل و فعالیت های ارزیابی مربوط می شود.

تفکر مبتنی بر ریسک در حال حاضر بخشی از رویکرد فرآیند است.

تمام فرایندهای سیستم مدیریت کیفیت، دارای پتانسیل خطر یکسانی از لحاظ توانایی سازمان برای رسیدن به اهداف آن نیستند. برخی نیاز به برنامه ریزی دقیق تر و رسمی تر از سایرین دارند.

به عنوان مثال: برای عبور از خیابان من ممکن است به طور مستقیم بروم و یا من می توانم از پل عابر پیاده در نزدیکی استفاده کنیم. اینکه من کدام فرآیند را انتخاب می کنم با در نظر گرفتن خطرات مشخص می شود.

به طور کلی در ذهنیت مردم خطر به عنوان یک عامل منفی ثبت شده است در حالی که اثرات ریسک می تواند منفی یا مثبت باشد.

در ایزو 9001: 2015، خطرات و فرصت ها اغلب با یکدیگر مطابقت دارند. فرصت یک مجموعه ای از شرایط است که امکان انجام کاری را می دهد. در نتیجه گرفتن و یا عدم استفاده از فرصت و می تواند خطر باشد.

مثال:

عبور از خیابان به طور مستقیم به من فرصتی برای دسترسی سریع به طرف دیگر می دهد، اما اگر من این فرصت را در اختیار بگیرم، خطر افزایش آسیب در اثر برخورد با اتومبیل های در حال حرکت وجود دارد.

تفکر مبتنی بر ریسک ، هر دو وضعیت فعلی و امکان تغییر را در نظر می گیرد.

تجزیه و تحلیل این وضعیت فرصت های بهبود را نشان می دهد:

• زیرگذر مستقر در زیر خیابان

• چراغ راهنمایی عابر پیاده،

• هدایت خیابان به منطقه بدون ترافیک

 

در ISO 9001: 2015 ریسک کجاست؟

مفهوم تفکر مبتنی بر ریسک در معرفی ISO 9001: 2015 به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از رویکرد فرایند توضیح داده شده است.

ISO 9001: 2015 از تفکر مبتنی بر ریسک به روش زیر استفاده می کند:

مقدمه – مفهوم تفکر مبتنی بر ریسک توضیح داده شده است

ماده 4 – سازمان برای تعیین فرآیندهای QMS خود و ریسک و فرصت های آن مورد نیاز است

ماده 5 – مدیریت ارشد لازم است

• آگاهی از تفکر مبتنی بر ریسک را افزایش دهید

• ریسک ها و فرصت هایی را که می تواند بر محصول یا خدمات تأثیر بگذارد، تعیین و رفع کند

ماده 6 – سازمان برای شناسایی ریسک ها و فرصت های مربوط به عملکرد سیستم مدیریت کیفیت، م اقدامات لازم را جهت انجام می دهد

ماده 7 – سازمان لازم است تا منابع لازم را تعیین کند (ریسک هرگاه “مناسب” یا “مناسب” ذکر شده باشد، ضمنی است)

ماده 8 – سازمان برای مدیریت فرآیندهای عملیاتی خود نیاز دارد (هرگاه “مناسب” یا “مناسب” ذکر شده باشد، خطر به صورت ضمنی است)

ماده 9 – سازمان برای نظارت، اندازه گیری، تحلیل و ارزیابی اثربخشی اقداماتی که جهت رفع خطرات و فرصت ها مورد نیاز است، مورد نیاز است

ماده 10 – سازمان برای بهبود، جلوگیری یا کاهش اثرات ناخواسته و بهبود کیفیت سیستم مدیریت کیفیت و به روز رسانی خطرات و فرصت ها نیاز دارد

 

چرا از تفکر مبتنی بر ریسک استفاده کنید؟

با در نظر گرفتن ریسک در سراسر سیستم و تمام فرایندها، احتمال دستیابی به اهداف مشخص شده بهبود یافته است، خروجی سازگار تر است و مشتریان می توانند اطمینان داشته باشند که محصولات و خدمات مورد انتظار را دریافت خواهند کرد.

تفکر مبتنی بر ریسک:

• ساختار را بهبود می بخشد

• یک فرهنگ پیشگیرانه پیشرفت ایجاد می کند

• با الزامات قانونی مطابقت دارد

• اطمینان از انطباق کیفیت محصولات و خدمات

• اطمینان و رضایت مشتری را بهبود می بخشد

شرکت های موفق به طور مستقیم تفکر مبتنی بر ریسک را شامل می شوند.

چگونه می توانم آن را انجام دهم؟

از تفکر مبتنی بر ریسک در ساخت سیستم مدیریت و فرایندهای خود استفاده کنید.

شناسایی آنچه خطرات شماست ، بستگی به زمینه دارد

مثال:

اگر من در بسیاری از جاده های شلوغ با سرعت زیاد رانندگی می کنم ، خطرات برای من مشابه نیست اگر جاده کوچک با ماشین های کوچک حرکت کنم تا در جاده های بزرگ با خودروهای بزرگتر. همچنین لازم است مواردی چون آب و هوا، دید، تحرک شخصی و اهداف شخصی خاص را در نظر بگیریم.

چه خطراتی قابل قبول و چه خطراتی غیر قابل قبول است؟ چه مزایا یا معایب وجود دارد به یک فرآیند بیش از دیگری؟

مثال:

هدف: نیاز من به یک جاده ایمن برای رسیدن به یک جلسه در یک زمان معین برای عبور می باشد.

• این غیر قابل قبول است که من مجروح شوم.

• این غیر قابل قبول است که دیر شود.

دستیابی به هدف من سریعتر باید با توجه به احتمال آسیب دیدگی باشد. مهمتر از آن این است که من برای رسیدن به جلسه به موقع دست به گریبان هستم.

ممکن است قابل قبول باشد که با استفاده از یک پای پیاده برای رسیدن به سمت دیگر جاده با توجه به احتمال آسیب دیدگی حرکت کنم .

من وضعیت را تجزیه و تحلیل میکنم پیاده روی 200 متر است و زمان سفر من را اضافه می کند. آب و هوا خوب است، دید خوب است و من می توانم ببینم که جاده در این زمان چند اتومبیل دارد.

من تصمیم می گیرم که راه رفتن به طور مستقیم در سرتاسر جاده، سطح خطر پذیری از آسیب پذیری را پایین بیاورد و به من کمک می کند تا در جلسه خود به موقع بروم.

برنامه ریزی اقدامات برای رفع خطرات

چگونه می توانم خطر را از بین ببرم؟ چگونه می توان ریسک را کاهش داد؟

مثال: من می توانم از آسیب های ناشی از برخورد با یک وسیله نقلیه جلوگیری کنم، اگر از پل عابر پیاده استفاده کنم، اما قبلا تصمیم گرفته ام که خطر درگیر شدن در جاده قابل قبول باشد.

در حال حاضر من قصد دارم چگونه احتمال یا آسیب را کاهش دهیم. من نمیتوانم انتظار داشته باشم که تاثیر یک ماشین را که به من ضربه میزند کنترل کند. من می توانم احتمال آسیب دیدن یک خودرو را کاهش دهم.

من قصد دارم در یک زمانی از خیابان عبور کنم که هیچ خودرویی در نزدیکی من حرکت نمی کند و احتمال تصادف را کاهش می دهد. من همچنین قصد دارم از جاده عبور کنم در جایی که دیدم خوب است.

برنامه را اجرا کنید – اقدام کنید

مثال:

من به سوی جاده حرکت می کنم، بررسی می کنم هیچ مانعی برای گذراندن وجود ندارد. من بررسی می کنم که هیچ خودرویی وجود ندارد. من در حال گذر از جاده به دنبال اتومبیل می گردم.

اثربخشی اقدام را بررسی کنید – آیا کار می کند؟

مثال:

من در طرف دیگر جاده بی وقفه و به موقع می رسم: این طرح کار می کند و اثرات ناخواسته از آن اجتناب شده است.

از تجربه برای بهبود استفاده کنید

مثال:

من برنامه چند روزه، در زمان های مختلف و در شرایط مختلف آب و هوایی تکرار می کنم.

این به من داده ها می دهد تا درک کنند که تغییر شرایط (زمان، آب و هوا، کمیت ماشین) به طور مستقیم بر اثربخشی طرح تأثیر می گذارد و احتمال آن را افزایش می دهد که من اهداف خود را به دست نمی آورم (در زمان و جلوگیری از آسیب).

تجربه به من می گوید که گذر از جاده ها در زمان های خاصی دشوار است زیرا ماشین های زیادی وجود دارد. برای محدود کردن خطر، من با استفاده از پل عابر پیاده در این زمان ها، مراحل تجدید نظر و بهبود مراحل خود را بهبود میبخشم.

من همچنان به تجزیه و تحلیل اثربخشی فرایندها ادامه می دهم.